تبليغاتX
دوستانه
تحمل کردن زیباست ....اگر قرار باشد روزی به تو برسم

انتظار اسان است ....اگر قرار باشد دوباره تو را ببینم

زندگی شیرین است ...اگر قرار باشد مزه ی دستان تو را بچشم

مشکلات حل می شود ...اگر قرار باشد روزی به پای تو بمیرم

اشک ها همه به لبخند تبدیل می شود...اگر قرار باشد تو را یک بار ببوسم

و لبخند ها دوباره به اشک...فقط اگر ببینم خیال رفتن داری

زندگیم می سوزد اگر بفهمم روزی از من دل گیر شده ای

اما بدان دوستت دارم

از پشت این همه فاصله .از پشت این همه حرف

دوستت دارم
+ نوشته شده توسط كياوش در جمعه 2 دی1390 و ساعت |

اگر مانده بودی تورا تا به عرش خدا می رساندم

اگر مانده بودی تورا تا دل قصه ها می کشاندم

اگر با تو بودم ، به شب های غربت که تنها نبودم

اگر مانده بودی ز تو می نوشتم تو را می سرودم

مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت

این شب سرد و غمگین خونه با وجود تو رنگ سحر داشت

با تو این مرغک پر شکسته  ، مانده بودی اگر بال و پر داشت

با تو بیمی نبودش ز طوفان ، مانده بودی اگر همسفر داشت

هستی ام را با آتش کشیدی ، سوختم من ندیدی  ندیدی

مرگ دل آرزویت اگر بود ، مانده بودی اگر می شنیدی

با تو دریا پر از دیدنی بود ، شب ستاره گلی چیدنی بود

خاک تن شسته در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود

بعد تو خشم دریا و ساحل ، بعد تو پای من مانده در گل

مانده بودی اگر موج دریا ، می رسیدم که آخر به ساحل

با تو و عشق تو زنده بودم ، بعد تو من خودم هم نبودم

بهترین شعر هستی رو با تو ، مانده بودی اگر می سرودم

مانده بودی اگر می سرودم

مانده بودی اگر نازنینم …….


+ نوشته شده توسط كياوش در سه شنبه 25 آبان1389 و ساعت |

خستـــم از روزای ابــری                        خیلی سنگینه نـگاهت 
دوست ندارم تو تابستون                          بشینــم باز ســر راهت 
نمیـــخوام بـــازم خیـالت                          قبـلـه آرزوهــــام شــــه
تـــو بمــون و عاشقـــای                          روی پُـــر غـرور و ماهت  

 

آره مــن اونم که گفتــم                            واسـه چشم تـو دیوونم 
آره مـن قـول داده بــودم                          تـا تهش بــاهات بمونـم
ولی پس دادی نگــــامو                           زیــر  رگبــــــار غـــرورت 
من فقط یکــم شکستم                             خوب نگام کنی همونم

 

چـمــدون رویـــاهـــامـو                          دیگه برداشتم و بستم 
دیگــه عین اون قدیمــا                           چشــــاتو نمیپرستــــم 
رخ تــو عین یه بـــــازی                        منــو مـات قصه هـا کرد 
حالا بی اسمـم و تنها                              پُــرپــاییز و شکستــــم

 

اینــی که حــــالا میبـینـی                        دیگه مجنون چشات نیست 
دیگه وقتی نیمه شب شه                         نگـران لـحظه هــات نیست 
مـــن بــرام فــرقـی نــداره                      کـــه تو بــاشی یـا نباشی 
خیلـی وقته دیگه نیستی                         تو دلم جـــایی برات نیست
      

از تو هیچ چیزی نـمونــده                      نـه نگـــاهی و نـه یــــادی 
مـــن سپردمـت به دریــــا                      عـیــن یـــه مـوج زیـــــادی 
تازه فهمیدم با این عشق                         زندگیـــم چقـد تلـف شـد
تــو بـــه جــای التماســم                        یـــه گُلـــم بهـــم نــدادی

+ نوشته شده توسط كياوش در سه شنبه 25 آبان1389 و ساعت |
واسه من گل نفرست . دیگه دوستت ندارم
نمیخوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم
میدونی میون ما هر چی بود گذشت و رفت
اون بهار آشنایی . خیلی زود گذشت و رفت
دیگه از دوستت دارم حرفی نزن
آخه عشقی نیست میون تو و من
من و تو . بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
از دلم میپرسم آیا تو رو میبینم دوباره
می پیچه صدات تو گوشم که با خنده میگی آره
خنده های تو فریب . گر یه های تو دروغ
تو چی بودی واسه من ؟ یه چراغ بی فروغ
دیگه از دوستت دارم حرفی نزن
آخه عشقی نیست میون تو و من
من و تو . بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
واسه من گل نفرست . دیگه دوستت ندارم
نمیخوام گذشته ها رو باز به خاطر بیارم

میدونی میون ما هر چی بود گذشت و رفت
اون بهار آشنایی . خیلی زود گذشت و رفت
دیگه از دوستت دارم حرفی نزن
آخه عشقی نیست میون تو و من
من و تو . بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
از دلم می پرسم آیا تو رو می بینم دوباره
می پیچه صدات تو گوشم که با خنده میگی آره
خنده های تو فریب . گر یه های تو دروغ
تو چی بودی واسه من ؟ یه چراغ بی فروغ
دیگه از دوستت دارم حرفی نزن
آخه عشقی نیست میون تو و من
من و تو . بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
دیگه از دوستت دارم حرفی نزن
آخه عشقی نیست میون تو و من
من و تو . بنده این ما و منیم
اما عشق یعنی با هم یکی شدن
+ نوشته شده توسط كياوش در یکشنبه 9 آبان1389 و ساعت |
من اومدم خداحافظی ، چشمامو خوب نگاه بکن
اگه می خوای یه بار دیگه ، اسم منو صدا بکن


من اومدم خداحافظی ، این جوری خیلی بهتره
این دفعه شوخی ندارم ، به خدا بار آخره


خوشی زده زیر دلت ، همش بهونه می گیری
هر کاری می خوای می کنی ، هر جا دلت می خواد می ری

خوشی زده زیر دلت ، من که برم درست می شی
یک خورده که تنها بشی ، از این کارها دست می کشی (دست می کشی)


صبرم دیگه سر اومده ، تحملم تموم شده
از بس که گریه کردم و داشتنت آرزو شده


باعث این دوری تویی اما بازم منو ببخش
به من کاری نداشته باش ، هر جا که خواستی بدرخش

خوشی زده زیر دلت ، همش بهونه می گیری
هر کاری می خوای می کنی ، هر جا دلت می خواد می ری


خوشی زده زیر دلت ، من که برم درست می شی
یک خورده که تنها بشی ، از این کارها دست می کشی
(دست می کشی،دست می کشی،دست می کشی)


خوشی زده زیر دلت

همش بهونه می گیری

خوشی زده زیر دلت

یک خورده که تنها بشی

دست می کشی


خوشی زده زیر دلت ، همش بهونه می گیری
هر کاری می خوای می کنی ، هر جا دلت می خواد می ری


خوشی زده زیر دلت ، من که برم درست می شی
یک خورده که تنها بشی ، از این کارها دست می کشی


خوشی زده زیر دل....

+ نوشته شده توسط كياوش در شنبه 8 آبان1389 و ساعت |
  

دوست داشتنم دروغ نبود  نخواستی باورم کنی

نخواستی با اومدنت تنهایی هامو کم کنی

دوست داشتنم دروغ  نبود نخواستی عاشقم بشی

نخواستی با حضور من از دیگرون دست بکشی

دوست داشتنم دروغ نبود  نخواستی با من بمونی

حرفات همه بهونه بود خوت اینو خوب میدونی

نموندی نخواستی یار، نموندی و ندیدی

من بی تو جون سپردم تو به کجا رسیدی

گفتی که عشق و عاشقی فقط توو شهر قصه هاست

دوست داشتنا دروغیه ، عاشق واقعی کجاست

دوست داشتنم دروغ نبود  نخواستی با من بمونی

حرفات همه بهونه بود خوت اینو خوب میدونی



 

+ نوشته شده توسط كياوش در دوشنبه 3 آبان1389 و ساعت |
از برت دامن كشان رفتم ای نامهربان
از من آزرده دل كی دگر بینی نشان
رفتم كه رفتم

از برت دامن كشان رفتم ای نامهربان
از من آزرده دل كی دگر بینی نشان
رفتم كه رفتم

از من دیوانه بگذر
بگذر ای جانانه بگذر
هر چه بودی
هر چه بودم
ناگهان رفتم كه رفتم

شمع بزم دیگران شو
جام دست این و آن شو
هر چه بودی
هر چه بودم
ناگهان رفتم كه رفتم

بعد از این كن فراموشم كه رفتم
دیگر از دست تو می نمی نوشتم كه رفتم

بادل زود آشنا
گشتم از دامت رها
بی وفا بی وفا بی وفا
رفتم كه رفتم

من نگویم كه به درد دل من گوش كنید
بهتر آن است كه این قصه فراموش كنید

عاشقان را بگذارید بنالند همه
مصلحت نیست كه این زمزمه خاموش كنید

شمع بزم دیگران شو
جام دست این و آن شو
هر چه بودی
هر چه بودم
ناگهان رفتم كه رفتم

 

+ نوشته شده توسط كياوش در یکشنبه 25 مهر1389 و ساعت |
می گی تقصیر منه ، گناهمو نمی دونم
از این که عاشق تو ام ، بدجوری من پشیمونم

هر چی که بود بهونه بود ، از رفتنت نشونه بود
من ولی هر چی که می گم ، حرف های عاشقونه بود

ان قدر غمم زیاده ، که دارم دق می کنم
می گذرم از تو و چشمات ، اینو ثابت می کنم
آخه چه قدر غرورمو ، شکستیو ، دم نزدم
صبرم دیگه تموم شده ، با این که عاشق تو ام

می گی تقصیر منه ، گناهمو نمی دونم
از این که عاشق تو ام ، بدجوری من پشیمونم (پشیمونم،پشیمونم)

هر چی که بود بهونه بود ، از رفتنت نشونه بود
من ولی هر چی که می گم ، حرف های عاشقونه بود

ان قدر غمم زیاده ، که دارم دق می کنم
می گذرم از تو و چشمات ، اینو ثابت می کنم
آخه چه قدر غرورمو ، شکستیو ، دم نزدم
صبرم دیگه تموم شده ، با این که عاشق تو ام

 

+ نوشته شده توسط كياوش در دوشنبه 5 مهر1389 و ساعت |

گداخت جان که شود کار دل تمام و نشدبه لابه گفت شبی میر مجلس تو شومپیام داد که خواهم نشست با رندانرواست در بر اگر می​طپد کبوتر دلبدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعلبه کوی عشق منه بی​دلیل راه قدمفغان که در طلب گنج نامه مقصوددریغ و درد که در جست و جوی گنج حضورهزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر

 

بسوختیم در این آرزوی خام و نشدشدم به رغبت خویشش کمین غلام و نشدبشد به رندی و دردی کشیم نام و نشدکه دید در ره خود تاب و پیچ دام و نشدچه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشدکه من به خویش نمودم صد اهتمام و نشدشدم خراب جهانی ز غم تمام و نشدبسی شدم به گدایی بر کرام و نشددر آن هوس که شود آن نگار رام و نشد

 

+ نوشته شده توسط كياوش در شنبه 3 مهر1389 و ساعت |
به همین سادگی رفتی

بی خداحافظ عزیزم

سهم تو شد روز تازه

سهم من اشک که بریزم

به همین سادگی کم شد

عمر گلبوته تو دستم

گله از تو نیست میدونم

خودم اینو از تو خواستم

به جون ستاره هامون

تو عزیزتر از چشامی

هر جا هستی خوب و خوش باش

تا ابد بغض صدامی

تو رو محض لحظه هامون

نشه باورت یه وقتی

که دوست ندارم اینو

به خدا گفتم به سختی

من اگه دوست نداشتم

پای غم هات نمی موندم

واست این همه ترانه

از ته دل نمی خوندم

اگه گفتم برو خوبم

واسه این بود که می دیدم

داری آب می شی ، می میری

اینو از همه شنیدم

دارم از دوریت می میرم ؛

تا کنار من نسوزی

از دلم نمی ری عمرم

نفسامی که هنوزی

تو رو محض خیره هامون

که نفس نفس خدا شد

از همون لحظه که رفتی

روحم از تنم جدا شد

تو كه تنها نمی مونی

من تنها رو دعا كن

خاطراتمو نگه دار

اما دستامو رها كن

دست تو اول عشق

بسپرش به آخرين مرد

مردی كه پشت يك ديوار

واسه چشمات گريه می كرد

گريه می كرد

گريه می كرد
 
+ نوشته شده توسط كياوش در جمعه 26 شهریور1389 و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM